لیلی تنهایی.
-
تاریخ: 1405/6/19 ساعت: 5:30
لیـــــــــلــــــــــی شــــــــــــــب تو با خدای خود انداز کار و دل شکسته مدار / که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند لیلی تنهایی . . . چه عشقی بود آیا این که زارو بی قرارم کرد؟شدم لیلای تنهایی غمین وغمگسارم کرد!چه راهی بود آیا این؟ که پایان کاری نمی بینمکنارجاده ای تنها اسیرانتظارم کرد!چه دردی بود آیا ...
گرفتار.
-
تاریخ: 1405/6/19 ساعت: 5:30
هم خانه ی این دردم و بیمار تو هستم اهلی شده با عشق و گرفتار تو هستم رسوای دو عالم شده ام خوار تو هستم می ترسم و درحسرت دیدار تو هستم در غربت این غمکده غمخوار تو هستم!! ای یوسف افسانه که دلدار تو هستم؟ دیوانه ترین عاشق تب دار تو هستم
شب بو.
-
تاریخ: 1405/6/19 ساعت: 5:30
تورا حس می کنم هرشب کنار عطر شب بوها کجای باغ می گردی بدور از این هیاهوها چه رستاخیز بکری دارد انگشتان سرسبزست که شوری تازه راه افتاده در کوچ پرستوها تورا باران برای زخم دستان زمین زاده وحک کرده خدا نقش توبر بال و پر قوها تواز نسل کبوترهای سبزی هیچ می دانی که یک عده برایت دام می بافند آنسوها الا یا ...
کابوس.
-
تاریخ: 1405/6/19 ساعت: 5:30
ماهــیِ گُم شده ای در تَــهِ اُقـــیانوسم آه اِی مــاه بِزن بارقــه در فــانــوسـم رَقصِ مَرجانِ کبود اَز خطر اِغفالم کرد باز در رشته ای اَز روزنـه ها مَحبوسم ردِّ اَنــوارِ تو در مرزِ تبــاهی گُــم شد یعنی آنجا که من اَز لُطف خدا مأیـوسم آخرین ناوَکِ نور از دلِ این مرز گذشت بعد اَز آن با همه ی خاطر...
مدار افسوس.
-
تاریخ: 1405/6/19 ساعت: 5:30
اگرچه گمشدهای در مدارِ افسوسم به هر طریق مرا حس کنید، محسوسم دراین خزانزدگی برفراز شاخۀ خویش چو برگِ یخزدهای بر زمین نمیپوسم کسی مُکلّف تقسیمِ ماه خواهد شد که معتبر بشود کورسوی فانوسم فقط ستارۀ دنبالهدار میداند که با دو دیدۀ شبزندهدار مأنوسم غزلغزالۀ من، تو غزالۀ «غزلی» خیال محض تو را عاشق...
وای اگر یک شب.
-
تاریخ: 1405/6/19 ساعت: 5:30
وای اگر یک شب در آغوشم بگیری محشر استتنگ بین بازوان تو اسیری محشر استتا تویی ماه ِ تمام ِ هر شب ِ این آسمانحال و روز ِ کهکشان ِ راه ِ شیری محشر است شاه بانو! می شود باشم وزیر ِ عاشقت؟شاهنامه گاه در قطع ِ وزیری محشر استطرح ِ اسلیمی ِ گُل از خوشخرامی های ِ توستنقش ِ جای ِ پات بر فرش ِ کویری محشر استتا...
صدای پای تو.
-
تاریخ: 1405/6/19 ساعت: 5:30
تو کودتای برآشفتگی طوفــــــــــانی همان که پرچمی از جنس روسری دارد دلم خوش است به یک تار مو، همین کافی ست که با تمامی دنیـــــــــــــــــا برابری دارد فرشته قامت شیطان بلای بازیگوش! چه کرده ای که نگاهت چنین پری دارد؟ تن بلور تو کار کدام استاد است؟ ظرافتی که کش و قوس مرمری دارد مرا مباد بیاندازی ...
باران که شدی.
-
تاریخ: 1405/6/19 ساعت: 5:30
سقف حرم و مسجد و ميخانه يکيستباران که شدى، پياله ها را نشمار جام و قدح و کاسه و پيمانه يکيستباران ! تو که از پيش خدا مى آییتوضيح بده عاقل و فرزانه يکيستبر درگه او چونکه بيفتند به خاکشير و شتر و پلنگ و پروانه يکيستبا سوره ى دل ، اگر خدارا خواندىحمد و فلق و نعره ى مستانه يکيستاين بى خردان، خويش، خدا ...
چه کنم با دل
-
تاریخ: 1405/6/19 ساعت: 5:30
گفته اند قصه ی هر؛ عشق جدایی و غم است..چه کنم...؟ این غم تو قصه بدانم یا نه...؟در نبود تو اگر ؛ شخص غریبی آمد..من به امید تو؛ از خویش برانم یا نه..؟ مانده ام بار دگر؛ باز شوی همدم من...؟میدهی باز به؛ انگشت نشانم یا نه...؟یک قدم پیش و یکی پس ؛ به جنونم آری..؟میکنی در طلب؛ بوسه کمانم یا نه..؟وقت دلتنگ...
لیلی تنهایی . . .
-
تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 12:59
چه عشقی بود آیا این که زارو بی قرارم کرد؟شدم لیلای تنهایی غمین وغمگسارم کرد!چه راهی بود آیا این؟ که پایانی نمی بینمکنارجاده ای تنها اسیرانتظارم کرد!چه دردی بود آیا این ؟که درجان ودلم افتادکه قصد دین و
گرفتار . . .
-
تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 12:59
دیوانه ترین عاشق تب دار تو هستم هم خانه ی این دردم و بیمار تو هستم رامت شده این وحشی احساس و اسیرم اهلی شده با عشق و گرفتار تو هستم در بستر این حادثه همراه دلم باش باور کنی ام یا نکنی یار
شب بو . . . .
-
تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 12:59
تورا حس می کنم هرشب کنار عطر شب بوها کجای باغ می گردی بدور از این هیاهوها چه رستاخیز بکری دارد انگشتان سرسبزست که شوری تازه راه افتاده در کوچ پرستوها تورا باران برای زخم دستان زمین زاده وحک کرده
کابوس . . . .
-
تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 12:59
ماهــیِ گُم شده ای در تَــهِ اُقـــیانوسم آه اِی مــاه بِزن بارقــه در فــانــوسـم رَقصِ مَرجانِ کبود اَز خطر اِغفالم کرد باز در رشته ای اَز روزنـه ها مَحبوسم ردِّ اَنــوارِ تو در مرزِ تبــاهی گُـ
مدار افسوس . . . . .
-
تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 12:59
اگرچه گمشدهای در مدارِ افسوسم به هر طریق مرا حس کنید، محسوسم دراین خزانزدگی برفراز شاخۀ خویش چو برگِ یخزدهای بر زمین نمیپوسم کسی مُکلّف تقسیمِ ماه خواهد شد که معتبر بشود کورسوی فانوسم فقط س
وای اگر یک شب . . . .
-
تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 12:59
وای اگر یک شب در آغوشم بگیری محشر استتنگ بین بازوان تو اسیری محشر است تا تویی ماه ِ تمام ِ هر شب ِ این آسمانحال و روز ِ کهکشان ِ راه ِ شیری محشر است شاه بانو! می شود باشم وزیر ِ عاشقت؟شاهنامه گاه در ق
صدای پای تو . . . .
-
تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 12:59
صدای پای تو بدجور دلبری دارد کشاکشی که شر و شور بندری دارد تو کودتای برآشفتگی طوفــــــــــانی همان که پرچمی از جنس روسری دارد دلم خوش است به یک تار مو، همین کافی ست که با تمامی دنیـــــــــــــــــ
خداوندا . . . .
-
تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 12:59
خداوندا : اگر روزی بشر گردی ز حال بندگانت با خبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.خداوندا تو مسئولی. خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است، چه
باران که شدی . . . .
-
تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 12:59
باران که شدى مپرس ، اين خانه یکيست سقف حرم و مسجد و ميخانه يکيست باران که شدى، پياله ها را نشمار جام و قدح و کاسه و پيمانه يکيست باران ! تو که از پيش خدا مى آیی توضيح بده عاقل و فرزانه يکيست
چه کنم با دل ....
-
تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 12:59
چه کنم با دل خود ؛ با تو بمانم یا نه..؟با صدای غزلم؛ از تو بخوانم یا نه..؟گفته اند قصه ی هر؛ عشق جدایی و غم است..چه کنم...؟ این غم تو قصه بدانم یا نه...؟در نبود تو اگر ؛ شخص غریبی آمد..من به امید تو؛